تبليغاتX
لحظه های ناب




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


لحظه های ناب

 

ساده می نویسم

بر همین سفیدی مطلق چقدر ساده بودم

که ندانستم

وجودت آنقدر کوچک است

که تمام این شب ها در افکاری پریشان زیسته ام

راه عشق پایان یافت

و من چه ساده بودم

با دلی ملتهب

و احساسی دگر گون گشته

همره تنهایی تو گشته

می دانی...

من در این اندیشه بودم

که تو آنقدر بزرگ شده ای

که می توانی سیب را از شاخه ی معرفت جدا کنی

آن را لمس و معنا کنی

اما دریغا

که وجودت خیلی کوچک بود 

ومن در خیالی عبث بودم

همه ی این شب تار

 

(((علیرضا)))

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 22:23 توسط ترسیم گر| |


Design By : Night Skin