لحظه های ناب
سلام: شعر زیر را با یک موضوع و فضای متفاوت سرودمش بخونیدش ونظر تون رو در موردش بگید. دو قدم تا سپیده مانده اندکی درنگ می کنم همه چیز رنگ بوی کهنگی می دهد انگار هزاران سال از این زمان گذشته کنون که در این گذر دیوار زندگی فرو می ریزد و شاخه های دوست داشتن می پژمرد ونگاه پاک ورای آینه در خود می شکند اندکی درنگ کن در این لحظه ی تب کرده ی سرد گام های زمان چه درد آلود می گذرد صدای شبگیری خسته در دور می آید چه بی رنگ است اندوه زمان کنون که من در فکر فرو می روم در اتاق آبی من بوی سکوت همه جا را فرا گرفته این هوا آن مفهوم نیست که من می خواهم با گام های لرزان می روم مهتاب راهنمای من است شاید در نگاهی دور دو قدم مانده به نزدیکی آنجا که آینه ها بی معناست آفتابی نهفته باشد (((شعر :از خودم))) 
| Design By : Night Skin |

