لحظه های ناب
هیلاری داف محل تولد: شهر هاستون از ایالت تگزاس امریکا 28 September 1987 Success came again as she took the role of the starring title character Lizzie McGuire in the #1 hit Disney Channel series "Lizzie McGuire" (2001). "Lizzie" was extremely successful and spawned The Lizzie McGuire Movie (2003). In 2002, she made the Disney Channel movie Cadet Kelly (2002) (TV). Hilary continues her upward spiral, guest-starring on TV shows, filming movies, recording albums, and doing television concerts. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- هیلاری ارهاد داف در 28 سپتامبر 1987 یه خانواده باب و سوزان داف که در شهر هاستون ایالت تگزاس امریکا زندگی می کرد اضافه شد. او از همان بچگی به بازیگری علاقه داشت و شانس بزرگی که او داشت این بود که نقش Wendy در فیلم تلویزیونی Casper Meets Wendy در سال 1998 به او پیشنهاد شد.یک سال پس از این فیلم او در فیلم The Soul Collector بازی کرد که باعث شهرت او شد زیرا پس از این فیلم بود که مقالات جنجالی زیادی در مورد او نوشته شد. پس از این موفقیت در سال 2001 او به دیزنی رفت تا در سری تلویزیونی Lizzie McGuire نقش اصلی فیلم یعنی " Lizzie " را بازی کند این فیلم یک موفقیت بزرگ بود و هیلاری را به سوی یک ستاره بین المللی شدن پیشبرد. فیلم سینمایی The Lizzie McGuire در 2 می 2003 با 42 میلیون دلار امریکا هزینه، در سینما اکران شد. نقل قول های خانم هیلاری داف: من مادرم را خیلی دوست د ارم و برای او احترام زیادی قائلم و او نمی گذارد هیچکس از من سو استفاده بکند.من و خواهرم دوستان خوبی هستیم من در زندگی از او الهام می گیرم. من به زندانی دگر، رحلت بخواهم کرد! کوچ من آرام خواهد بود راحت باش بخواب آسوده ای شهزاده ی غمگین تو ای همزاد! ای همسایه "ای دلشوره ی شیرین" پس از من ،خواب های تازه مال تو تمام عرصه ی سلول تنگ ما مجال تو پس از من هر چه بوی قاصدک آمد نوید رستن برگی بر اقلیم کویری سیاه آرزوهای محال تو... تو را بدرود می گوییم خداحافظ! سلام دوستان: با یه شعر جدید برگشتم
بخونیدش و نظرتون را در موردش بیان کنید. ممنون! کوچه ی من: دیواری کوتاه برای پریدن از فاصله ها زمزمه ی یک شعر نو افکاری مظلو مانه در فکر رهایی وصدایی آرام از دوری کوچه و فردی به آغوش تنهایی رفته در تلاطم رویاهایی بر باد رفته موسقیی بی معنا گمگشته در روح فضا و مردی گم گشته در عظمت تاریکی وصدایی که تلاطم ابری خواستن است حس ای که به رهایی می ماند رهایی از قید و بند هر چه غیر اوست مردمی که در خوابهای پریشانی اند و هوایی که به دل سردشان می ماند دستانی در غل و زنجیر آزادی و نگاهی شیطانی در کالبد ی رو حانی این ها ، سوغات غبار آلود زمان در کوچه ی دلتنگی ماست (((علیرضا))) منبع : ملاصدرا شاید یك ایده جدید در مورد ماشین زمان به نسلهای بسیار دور در آینده این توانائی را بدهد تا به گذشته سفر كنند. ۱۴ آذر ۱۳۸۷ امروز سومین سال حضور برنامه ی تازه ها بود. و این برنامه ۴ ساله شد این برنامه که در آذر ماه ۱۳۸۴ در سیمای خانواده متولد شد هنوز و به رقم گذشت ۳ سال ببینندگان بسیاری از سرتا سر ایران دارد این برنامه هر روز ساعت ۱ بعد از ظهر از شبکه یک پخش می شود . اجرای این برنامه را خانم آزاده نامداری مجری خوب و توانمند در زمینه ی اجرا بر عهده دارد (با توجه به سن مجری) جالب است بدانید این خانم متولد دهم آذر ۱۳۶۳ و اصالتا کرمانشاهی و فارغ التحصیل در رشته مديريت صنعتي از دانشگاه شهيد بهشتي است. این برنامه توانسته در طول سه سال حضور خود (که الان وارد سال چهارم آن شدیم) مخاطبان بسیاری را به پای تلوزیون بیاورد . از نکات اجرایی خانم نامداری می توان به صمیمیت در اجرای ایشان اشاره کرد در روزگاری که خانم ها باید در رسانه ی دولتی ما خشک باشند و ملزم به خواندن از روی نوشته های خشک هستند فرم اجرای نامداری ساده تر و روان تر و از همه مهم تر جوان پسند تر است از جمله نکاتی که میشود به آن اشاره کرد ایشان خیلی تند سخن می گویند که البته این مسئله برای هر فرد ذاتی است و همچنین ایرادی که به ایشان وارد بود این بود که پارسال و سالهای قبل تر در پایان برنامه می گفتند که :"خوشحالم که امروز بیینده ی برنامه ی خوب تازه ها بودید! " در صورتی که فرم صحیح آن و با کاربرد درست ویرگول باید می گفتند خرسندم که امروز هم بیینده ی خوب ، برنامه ی تازه ها بودید. که دیگر در سال جاری این مورد "خوب "را از جمله ی پایانی حذف کردند و این مسئله هم بهتر است(البته ایراد را خودم به ایشان می گیرم.) واز نظر من مجریان می توانند بنا به سلیقه ی خود در پایان برنامه شعر زیبایی مثلا از سهراب و... را بخوانند این کار به بهتر شدن و لطیف تر شدن روح مخاطب کمک می کند. خب از مطلب اصلی دور نشویم امروز سه سالگی برنامه تازه بود و این برنامه با ورود به سال چهارم امید است بهتر شود خبرهایی که خانم نامداری از اینترنت تهیه می کند خوب است و تا حدودی دسته اول و خبرهایی که می شود به آن لقب کمی تازه را داد ولی ای کاش اگر واقعا مخاطب این برنامه خانواده ها هستن و خصوصا جوان ها در این نوع برنامه ها به مشکلات امروز جوان ها که بیکاری است نیز پرداخته میشد که یک جوان به چه امید وارد دانشگاه شود(حتما به امید بیکاری!) بگذریم در آن سوی دیگر برنامه آقای اشعری ، ترین ها را می خواند که از نظر من نقطه ای عبث در این برنامه است و می توانند به جای آن، به ایده های جدید تری پرداخته شود ایده هایی جوان پسندانه. اما نکته ی جالب در این برنامه که پوشیده نیست و امروز هم در اجرای این دو مجری پوشیده نماند اختلافی بین این دو مجری است که کاملا مشهود است. یعنی هر کدام به دنبال سوتی های دیگری است و اصلا این ذات ما ایرانیان است که دوست داریم دیگران را مسخره کنیم این مسئله در اجرای آقای اشعری با آن تپق های زیادش بیشتر نمود دارد تا خانم نامداری. از دیگر نکات جالب این است که فکر کنم سال قبل بود که خانم نامداری در برنامه ی زنده موبایلشان زنگ خورد و ایشان با کمال خونسردی و تسلط همراهشان را در آورده و به شخصی واقع در پشت دوربین دادند و گفتند خاموشش کنید و این تسلط این مجری را در مواقع غیر قابل پیش بینی در برنامه ای زنده را می رساند. در پایان و به نظر من خانم نامداری مجری با اجرایی خوب هستند ودر آینده می تواند برنامه های دیگری در رتبه های بالاتری چه از نظر مخاطب وچه کیفی را اجرا کنند و امیدواریم با اجراهایی از این قبیل راه برای دیگر مجریان با استعداد (و غیر خشک) هموار شود امیدوارم. (((علیرضا))) عوامل تازه ها: تهیه کننده: سحر رضوی مجری: آزاده نامداری هیئت تحریریه: الهه بهبودی
فهیمه تمیمی گروه گزارش : محمد اشعری کاوه مشکات علی خانی حسین جعفری ذر ادامه ی مطلب بیو گرافی برنامه ی تازه ها را خواهید خواند. دو بار هم برنده جايزه راديو BBC براي خواننده كر مونث سال شد.......... نام و نام خانوادگی: نگار فروزنده البته ایفای نقش در فیلم موفق اخراجی ها ساخته ی مسعود ده نمکی را نیز تجربه کرد هر چند نقش او در فیلم نقشی محوری نبود. به نظر من او باید در انتخاب نقش ها دقت بیشتری کند تا بتواند به بازیگری مطرح تبدیل شود. (((علیرضا))) برای دیدن عکس هایی از نگار فروزنده به ادامه مطلب بروید. این روزها بیشتر جوانان به پرورش عضلات و ماهیچه های بدن خود علاقمند شده اند و بسیاری از آنها بدون مشورت با پزشک یا متخصص تغذیه، مکملهای غذایی مصرف می کنند. در این نوشته سعی می کنیم شما را با انواع آنها آشنا کنیم، اما تاکید می کنیم مصرف آنها نباید بدون مشورت با متخصص صورت بگیرد. اولین نکته ای که باید مورد توجه شما قرار داشته باشد آنکه است که یک ورزشکار لزومآ نباید از مکمل های غذایی برای پرورش عضلات و ماهیچه های خود استفاده کند، هر چند استفاده از آنها می تواند به او کمک کند تا این کار را با سرعت خیلی بیشتری انجام دهد. Protein کاملآ بستگی به این دارد که شما کی و چگونه می خواهید از آنها استفاده کنید. اساسآ پروتئین های مایه پنیر یا همان Whey در بین مکمل های غذایی برای استفاده بعد از تمرین مناسب نیستند، چرا که آنها در زمانی که بدن شما بیش از هر وقت دیگری به پروتئین نیاز دارد استفاده می شوند. این نوع پروتئین بسیار سریع هضم می شود (حدود 30 دقیقه) و 100% بهینه عمل می کند و یکی از بهترین محصولات مکمل غذایی است. گلوتامین :گلوتامین بیشترین آمینو اسید موجود در بافت ماهیچه است. این ماده از کم کاری ماهیچه ها جلوگیری می کند و ترمیم آنها را بهبود می بخشد. در واقع پس از ورزش هر چه بهتر و سریعتر به حالت اولیه خود برگردید بهتر و قوی تر میتوانید به ورزش ادامه دهید. Ergopharm 1-AD نام كامل:REW BLYTHE BARRYMORE تاريخ تولد: 22 فبريه 1975. * نام كتاب اتوبيوگرافي وي LITTLE GIRL LOST نام دارد. عکس هایی از این بازیگر را در ادامه ی مطلب ببینید.
تاریخ تولد: 28 سپتامبر 1987
پدر : باب داف (صاحب فروشگاه زنجیره ای است)
مادر: سوزان داف (تهیه کننده)
لقب: هیل Hill
قد: 157 سانتی متر

فروشگاه زنجیره ای هست و سوزان کالین کاب که
خانه دار است .
اسم میانی داف " ارهاد " که اسمی آلمانی-آمریکایی هست که از مادربزرگ پدریش (Mary Erhad ) به ارث برده.
هیلاری همچنین از طرف
مادربزرگ مادری ( Amy Beulah Schlemer )
هم آلمان تبار هست.
مادر هیلاری مشوق اصلی او بود تا به کلاسهای بازیگری برود .
خواهر بزرگتر او هیلی داف به همراه هیلاری در تئاترهای محلی برنده شدند.
هیلاری در 6 سالگی در بالت ( رقص ورزشی هنری ) ناتکرکر در سان آنتنیو شرکت کرد .
هر دو خواهر ( هیلاری – هیلی )
بیشتر و بیشتر علاقه مند به بازیگری حرفه ای شدند.
و سرانجام آنها به همراه
مادرشون به کالیفرنیا نقل مکان کردند ولی پدرشون باب داف همانجا در هوستون ماند تا شغلش را حفظ کند .بعد از اون هیلاری و هیلی چندین برنامه تلویزیونی رو گردوندند.
خوانندگی:
هیلاری اولین آهنگی رو که ضبط کرد آهنگ I Can't Wait نام داشت که در برنامه تلویزیونی Lizzie McGuire در آگوست 2002 پخش شد .
و آهنگ بعدی برای دیسنی مانیا با نام
The Tiki , Tiki ,
Tiki Room .
اولین آلبوم هیلاری در سال 2002 که مجموعه ای
از آهنگهای کریسمس با عنوان Santa Claus Lane که شامل همخوانی Lil' Romeo و
Christian Milian می شد در اکتبر منتشر شد که این آلبوم درجایگاه پایینی دربیلبورد 200 جدول آلبوم قرار گرفت . به دنبال این آلبوم در
همان سال The Santa Claus 2 رو هم بیرون داد. هیلاری همچنین آهنگهایی رو که در
برنامه تلویزیونی Lizzie McGuire اجرا کرده بود رو درآپریل 2003 وارد بازار کرد . سال بعد از آن هیلاری اولین آلبوم non-holiday رو با نام
Metamorphosis در آگوست 2003 عرضه کرد که در چارتهای آمریکا و کانادا شماره یک شد.
نویسندگان شعرهاش (Songwriting ) همون تیمی بودند که برای فیلم The Matrix و خواننده هایی همچون Avril Lavigne در آلبوم Let Go
وهمچنین برای Liz Phair شعر نوشته بودند برای هیلاری نیز 3تا از آهنگهای آلبومش رو آماده کردند که یکی از این آهنگها
با نام So Yesterday
در جایگاه دوم Top 40 در استرالیا قرار گرفت.
Metamorphosis در بالاترین فروش های طولانی مدت رتبه هشتم رو کسب کرد. این آلبوم در 4 ماه بعد
از انتشار در آمریکا 2.4 میلیون کپی شد.
این آلبوم به هیلاری کمک کرد تا یک جایی در لیست 100 تایاول سلبریتی داشته باشه . هیلاری در
2003 Top 100 CelebrityList
در جایگاه 96 قرار
گرفت.
همچنین کاندید برای بهترین آلبوم سال
از Juno Awards of 2004 شد .
در 28 سپتامبر 2004 ( مطابق با روز 17 سالگیش ) دومین آلبوم هیلاری با نام خودش در جایگاه دوم در بیلبورد 200 درآمریکا و در جایگاه
اول در کانادا قرار گرفت .لیریکس آهنگ Haters این آلبوم شایعه شد که در مورد لیندسی لوهان بوده . اغلب از لیندسی لوهان در رسانه ها
به عنوان رقیب هیلاری داف نامبرده میشه .این آلبوم با 1.5میلیون کپی در آمریکا فروخته شد .
داف همچنین دعوتی که از او شد که برای جشن انتخابی رئیس جمهور جورج بوش 2005 بخونه رو قبول کرد .

در 16 آگوست 2005 هیلاری دومین آلبوم خودش رو با نام Most Wanted
که یک گردهم آوری از 2 تا از آهنگهای جدیدش که باکمک دوست پسرش Joel Madden توانست این آهنگها رو به قول معروف راک تر و عصبی تر جلوه بده
آهنگ Wake Up این آلبوم جایگاه 29
در Hot100
به خود اختصاص داد و این آلبوم در هفته اول منتشر شدن200000نسخه کپی شد . همچنین در کانادا شماره
یک شد .
زندگی خصوصی :
داف همچنین با آرون کارتن در سال 2003 دوست بود (هیلاری داف و لیندسی لوهان که برای هم رقیب محسوب می شوند) دیده
شده بود که لیندسی لوهان در بعضی مواقع بیشتر ازهیلاری با آرون کاترن در ارتباط بوده و با هم بودند.
هیلاری داف از اینکه گفته شد شما بیشتر از مدل و استایل آوریل لاوین ( Avril Lavigne ) استفاده می کنید مخالفت کرد و این گفته رو نقض کرد .
هیلاری داف تا به حال زیاد در کارهای خیر شرکت کرده که ازجمله اون ها میشه به " حمایت از حیوانان" اشاره کرد .
هیلاری یکی از عضوهای
Kids With A Cause در سپتامبر 2005 است و گفته شده که هیلاری 250000 دلار برای کمک به طوفان زدگان کاترینا بخشیده است .
رنگ موهای هیلاری داف به طور طبیعی قهوه ای روشن هست اما بعد از سن 11 سالگی رنگ اون رو به بلوند بی حال تغییر داد.
هیلاری و خواهرش هیلی 6 سگ دارند به نام های لولا - ماسی -چیکووتا که مال هیلاری و سه تای دیگه مال خواهرشه.
هیلاری در 12 مارس 2004 یک خط تولیدی لباس راه انداخت باعنوان " Stuff By Duff " که در آمریکا - استرالیا و کاناداعرضه شد .
Playmates Toys یک عروسک از هیلاری در سال 2004 درست کرد و وارد بازار کرد.
خواهر هیلاری یعنی هیلی همیشه دوست داشته خواننده خوبی مثل هیلاری بشه . هیلاری در این زمینه در یکی از آهنگاش کمکش
کرده . باخوندن 2 نفری در آهنگ
"Our Lips Are Sealed " که در
کشورهایی همچون آمریکا و مکزیک و کلمبیا خیلی موفق بود .
گفته می شد که هیلاری نیز با خواننده
" Good Charlotte "
یعنی جول مادن دوست هست . خود هیلاری این قضیه رو بالاخره در ژوئن 2005
با پذیرفتن دوستیشون قبول کرد.و این دو با همدیگه وقتی آشنا شده بودند که هیلاری 16 سالش بوده و جول 24 سالش .شایعه از وقتی شروع شد که
هر دو با هم به
MuchMusic Video Awards در 2004
تورنتو رفتند. و این دو در نهایت گفتند که بله!!!!!!!!هستیم.
در اواخر 2005 هیلاری یک ماه دست از کار کشید که با جشن تولد 18 سالگیش مصادف شد .
Houston, Texas, USA
Birth name
Hilary Erhard Duff
Nickname
Hil
Biography
Hilary Erhard Duff was born on September 28th, 1987, in Houston , Texas , to Bob and Susan Duff. When Hilary was six, she had been traveling in the Cechetti Ballet with her sister Haylie Duff but decided she wanted to fulfill her dream of acting. Her first part was in the mini-series True Women (1997) (TV), but her first starring role was as Ellie in _Soul Collector, The (1999/I) (TV)_ , for which she won a Best Performance in a TV Movie or Pilot (Supporting Young Actress) Young Artist Award. Hilary also starred in Casper Meets Wendy (1998) (TV) in 1998, in which she played the young witch Wendy.
Filmography:
1. Outward Blonde (2007) (pre-production) .... Marie
2. Foodfight! (2007) (completed) (voice) .... Sunshine Goodness
3. Material Girls (2006) .... Tanzie Marchetta
4. Cheaper by the Dozen 2 (2005) .... Lorraine Baker
5. The Perfect Man (2005) .... Holly Hamilton
6. "George Lopez"
- George's Grand Slam (2005) TV Episode .... Kenzie
- Team Leader (2003) TV Episode .... Stephanie
7. "Joan of Arcadia"
- The Rise & Fall of Joan Girardi (2005) TV Episode .... Dylan Samuels
8. In Search of Santa (2004) (V) (voice) .... Crystal
9. Raise Your Voice (2004) .... Terri Fletcher
10. A Cinderella Story (2004) .... Sam
11. Cheaper by the Dozen (2003) .... Lorraine Baker
12. "American Dreams"
- Change a Comin (2003) TV Episode .... Shangri-Las
13. The Lizzie McGuire Movie (2003) .... Lizzie McGuire/Isabella Parichi
14. Agent Cody Banks (2003) .... Natalie Connors
15. Cadet Kelly (2002) (TV) .... Cadet Kelly Collins
16. Human Nature (2001) .... Young Lila Jute
17. "Chicago Hope"
- Cold Hearts (2000) TV Episode .... Jessie Seldon
18. The Soul Collector (1999) (TV) .... Ellie
19. Playing by Heart (1998) (uncredited) .... Extra
20. Casper Meets Wendy (1998) (TV) .... Wendy
21. True Women (1997) (TV) (uncredited) .... Extra

پس از این فیلم کمپانی دیزنی اعلام کرد که قسمت دوم این فیلم هم در همین سال ساخته خواهد شد و این در حالی است که هیلاری داف اولین آلبوم خود را به نام "Metomorphisis" به تازگی روانه بازار کرده است این آلبوم موفق در حدود یک هفته 2 میلیون نسخه فروخت.در حالی که هیلاری برای پشتیبانی آلبومش در امریکا سفر می کرد حرفه بازیگری اش را کنار نگذاشت و در سال 2004 در فیلم A Cinderella Storyکه Chad Michael Murray هم در آن بازی می کرد نمایان شد و این فیلم در 19 جولای همان سال در سینما اکران شد.
پس از آن فیلم های Raise Your Voice در سال 2004 و The Perfect Man در سال 2005 ساخته شدند که هر دو در سال 2005 اکران شدند. هیلاری داف در سال 2004 سخنگوی سازمان Kids With A Cause" که یک سازمان مخصوص کودکان بی سرپرست است، بود. او در حرفه موسیقی خوب بوده است، آلبوم دوم او Self نام دارد، سومین آلبومش "Most Wanted". و آلبوم چهارم او به نام "Dignity" در 3 آوریل 2007 بیرون بیاید.
جزئیات در مورد خانم هیلاری داف :
خواهر بزرگتر هیلاری "Haylie Duff" در گروه موسیقی ونوس است
او در سال 2003 بر اساس بازیگری، خواندن، قیافه و کارهای خیرخوانه اش جذاب ترین زن سینما شناخته شده است.
او به همه نوع موسیقی به غیر از موسیقی" تکنو" علاقه دارد.
سگ او به نام " Little Dog Duff " مدتی پیش فوت کرده است.
علت قبول کردن بازی در فیلم "داستان سیندرلا" این بود که در بچگی داستان سیندرلا داستان مورد علاقه او بوده است.
فیلم مورد علاقه او فیلم Romy and Michele's High School Reunion است که در سال 1997 ساخته شده است.
او از ژیمناستیک، مطالعه کردن، نوشتن، آواز خواندن، بازیکردن و بیرون رفتن با خواهر بزرگش لذت می برد.
او اعلام کرده است که می خواهد 200000 دلار به صلیب سرخ و 50000 دلار به امریکا برای کمک به طوفان زدگان طوفان کاترینا خواهد پرداخت.
بازی کامپیوتری مورد علاقه او بازی " The Sims " است.
او در سال 2005 ، 15 میلیون دلار درامد داشته است.
من عاشق لباس هستم و علاقه شدیدی به کفش، لباس و آرایش کردن دارم و نمی توانم در این موارد خودم را کنترل کنم و از آن دسته افراد هستم که نمی توانم یک لباس را چندبار پشت سر هم بپوشم.
من هر هفته در مورد خودم در مجله ها می خوانم، در مورد کارهایی که انجام نداده ام، جاهایی که نرفته ام یا حتی نمی شناسم، این ها فقط شایعه و سیاست است.در بچگی من خیلی کم رو بودم.این خیلی سخت است که ما ویرانی ها را در تلویزیون ببینیم، این افراد اعضا خانواده خود را از دست داده اند و هیچ چیز ندارند و من دوست دارم تا به آن ها کمک کنم تا زندگی خود را به دست بیاورند (اینان سخنان هیلاری داف در هنگام کمک کردن به طوفان زدگان کاترینا است).
من فکر می کنم دختر ها احساس خوب بودن نمی کنند مگر اینکه دوست پسر داشته باشند، یا احساس راحتی و خوشحالی با هم ندارند این اشتباه است! شما می توانید مستقل باشید، شما می توانید قدرت را نشان دهید.



البته اگر از يك بعد ديگر به قضيه نگاه كنيم همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين را ميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پيش ميرود و آينده به حال و حال به گذشته تبديل ميشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ ميشويم و ميميريم. پس زمان در جريان است.
آلبرت اينشتين با ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق اين نظريه اگه شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد. بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي ان به بينهايت ميل ميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يه روز اين مشكل هم حل شود. بر خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يك ماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعي صورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها و ريسمانهاي كيهاني.
سياهچاله ها: اگر يه ستاره چند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا كه يك نيروي جاذبه قوي دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده ميشود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست ميكند كه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نميتواند از ان فرار كند. 

كرم چاله : يك سكوي ديگر گذر از زمان است كه ميتواند در عرض چند ساعت ما را چندين سال نوري جابجا كند. فرض كنيد دو نفر دو طرف يك ملافه رو گرفته اند و ميكشند. اگر يك توپ تنيس بر روي ملافه قرار دهيم يك انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ايجاد ميشود.
اگر يك تيله به روي اين ملافه قرار دهيم به سمت چاله اي كه ان توپ ايجاد كرده است ميرود. اين نظر اينشتين است كه كرات آسماني در فضا و زمان انحنا ايجاد ميكنند؛ درست مثل همان توپ روي ملافه. حالا اگه فرض كنيم فضا به صورت يك لايه دوبعدي روي يه محور تا شده باشد و بين نيمه بالا و پايين ان خالي باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پايين مقابل هم قرار گيرد، آن وقت حفره اي كه هر دو ايجاد ميكنند ميتواند به همديگر رسيده و ايجاد يك تونل كند. مثل اين كه يك ميانبر در زمان و مكان ايجاد شده باشد. به اين تونل ميگويند كرم چاله.
اين اميد است كه يك كهكشاني كه ظاهرا ميليونها سال نوري دور از ماست، از راه يك همچين تونلي بيش از چند هزار كيلومتر دور از ما نباشئ. در اصل ميشود گفت كرم چاله تونل ارتباطي بين يك سياهچاله و يه سفيدچاله است و ميتواند بين جهان هاي موازي ارتباط برقرار كند و در نتيجه به همان ترتيب ميتواند ما را در زمان جابجا كند. آخرين راه سفر در زمان ريسمانهاي كيهاني است. طبق اين نظريه يك سري رشته هايي به ضخامت يه اتم در فضا وجود دارند كه كل جهان را پوشش ميدهند و تحت فشار خيلي زيادي هستند. اينها هم يه نيروي جاذبه خيلي قوي دارند كه هر جسمي را سرعت ميدهند و چون مرزهاي فضا زمان را مغشوش ميكند لذا ميشود از انها براي گذر از زمان استفاده كرد.

تونل زمان : واقعيت يا خيال ؟
حالا اينها رو گفتيم ولي چند اشكال در اين كار است. اول اينكه اصلا نفس تئوري سفر در زمان يك پارادوكس است. پارادوكس يا محال نما يعني چيزي كه نقض كننده(نقيض) خودش در درونش است. يك مثال :اگه خدا ميتواند هر كاري را انجام دهد پس آيا ميتواند سنگي درست كند كه خودش هم نتواند تكانش دهد؟ اين يك پارادكس است چون اگر بگوييم آري پس انوقت با اينكه خدا هركاري را ميتواند انجام دهد متناقض است و اگر بگوييم نه باز هم همان ميشود يعني خدا هر كاري را نميتواند انجام دهد. يك مثال ديگر اين است كه اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاريخي كه هنوز بدنيا نيامده بودم پس چطور ميتوانم انجا باشم. يا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بكشم پس من چطور بوجود اومده ام؟ يك راه حلي كه براي اين مشكل پيدا شده است، نظريه جهانهاي موازي است. طبق اين نظريه امكان دارد چندين جهان وجود داشته باشد كه مشابه جهان ماست اما ترتيب وقايع در انها فرق ميكند. پس وقتي به عقب برميگرديم در يك جهان ديگر وجود داريم نه در جهاني كه در ان هستيم. طبق اين نظريه بينهايت جهان موازي وجود دارد و ما هر دستكاري كه در گذشته انجام بدهيم يك جهان جديد پديد مي ايد.
بر خلاف ایده های قبلی ، این ایده جدید به موادی با خاصیتهای غیر عادی و موادی با اشكال تئوریك نیازی ندارد. اما این ایده نوین هنوز به فناوری بسیار پیشرفته ای كه فراتر از دانش فعلی می باشد نیاز دارد. علاوه بر آن ، سئوالات عمده در مورد اینكه آیا این ماشین زمان آنقدر ثابت و پایدار خواهد بود تا سفر واقعی به گذشته را ممكن سازد وجود دارند.
پژوهشگران ماشین زمان اغلب گرانش راا مورد كاوش و تحقیق قرار می دهند. اساس ، گرانش زمانی بوجود می آید كه ماده زمان و فضا را خم می كند. پژوهش در خصوص سفر در زمان بر اساس خم شدن فضا-زمان تا حدی كه در واقع خطوط زمان به سوی خود برگردند و یك "حلقه" را تشكیل دهند قرار دارد. این پدیده با نام تخصصی " منحنی بسته مشابه زمان" شناخته شده است.
آموس اوری فیزیكدان نظری از انستیتوی فناوری حیفا می گوید" ما می دانیم كه خم شدن پدیده ای است كه همواره اتفاق می افتد. اما قصد ما این است كه این خم شدگی آنقدر قوی باشد و شكل خاصی ایجاد كند تا خطوط زمان تشكیل حلقه های بسته را بدهند. ما تلاش داریم تا دریابیم كه آیا امكان دستكاری و تغییر فضا-زمان برای بوجود آوردن این حلقه ها ممكن می باشد یا خیر.
بسیاری از دانشمندان در مورد احتمال مسافرت در زمان تردید دارند. برای مثال ، تصور بر این است كه ماشین زمان معمولا به شكل غیر عادی از ماده به نام " غلظت انرژی منفی" نیاز دارد. این چنین ماده ای خواص غیر معمول و عجیبی دارد: زمانیكه هل داده شود در جهت مخالف ماده معمولی حركت می كند. از لحاظ نظری یك چنین ماده ای می تواند وجود داشته باشد اما اگر هم وجود داشته باشد مقدار آن آنقدر كم است كه برای ساخت ماشین زمان كافی نیست.
تحقیقات اوری پیشنهاد می كند كه ماشین زمان بدون ماده غیر عادی نیز ممكن می باشد كه بدین ترتیب یكی از موانع سفر در زمان را بر می دارد. پژوهش وی با چاله ای حلقه مانند آغاز می شود كه در میان یك گوی از ماده عادی پیچیده و پوشانده شده است.
درون این خلا حلقه مانند ، می توان با استفاده از میدانهای گرانشی متمركز فضا-زمان را بر روی خودشان خم كرد تا یك منحنی بسته مشابه با زمان ایجاد كنند. برای برگشت در زمان ، مسافر می باید با سرعت درون این حلقه چرخانده شود تا با هر "دور" به زمان دورتری برگردد.
اوری می گوید" این ماشین همان" فضا- زمان" است. اگر ما بتوانیم یك ناحیه از فضا را با یك چنین خمیدگی ایجاد كنیم كه قادر باشد خطوط زمان را به هم نزدیك كند ، نسلهای آینده می توانند به گذشته برگردند و از زمان ما دیدن كنند.
اوری تاكید می كند كه این ماشین با یك محدودیت عمده روبرو خواهد بود: این ماشین نمی تواند به زمان قبل از ساخت خود مسافرت كند".
برخی موانع بر سر راه اساخت این ماشین وجود دارند. میدانهای گرانشی برای ایجاد چنین منحنی مشابه زمان می باید بسیار قدرتمند باشد. به عبارت دیگر می باید تقریبا مشابه یك سیاهچاله باشد.
اوری می گوید " ما هنوز روشی برای ایجاد چنین میدانهای گرانشی پر قدرتی در دست نداریم و همچنین روشی برای دستكاری و تغییر این گونه میدانهای گرانشی در دسترس نیست." وی ادامه می دهد كه تغییر این میدانها می باید با دقت بسیار بالا و خاصی انجام گیرد تا محیطی پایدار ایجاد گردد. زیرا هر گونه انحراف حتی در اندازه ای بسیار كم و كوچك باعث اختلال در میدانهای گرانشی دیگر می شود



ادامه مطلب
Katherine Jenkins (كاترين جنكينز)
Katherine Jenkins خواننده ي خوش صدا و خوش سيماي اهل كشور ولز ، متولد 29 ژوئن 1980 هست و الان 27 سال داره
صداي Katherine از زماني كه يك دختر مدرسه اي بود ، تونست توجه ها رو به خودش جلب كنه
به طوري كه در همون سنين در گروه كر موسيقي در كليسا ، به اجراي موسيقي مي پرداخت.......
در فاصله زماني 1990 تا 1999 كاترين عضو گروه خوانندگان Royal School of Church Music Cathedral بود
و در همين زمان يكي از معتبرترين جايزه هاي خوانندگان كر (با ناشنوا اشتباه نشه ها !!! خداروشكر ايشون گوش هاش خيلي هم خوب كار مي كنه)
يعني St Cecilia Award رو برد.
او در سن 17 سالگي با بورسيه دولتي وارد Royal Academy of Music در لندن شد.
در طول مدت تحصيلش ، زبان هاي ايتاليايي ، فرانسه ، روسي و آلماني رو هم آموخت
و با نمرات عالي فارغ التحصيل شد .
در كنار فعاليت آكادميك و موسيقيايي ، با شركت در مسابقه مدل ها در ولز ، به عنوان چهره برتر ولز در سال 2000 انتخاب شد.
او ضمن خواندن ، مدتي هم به عنوان معلم موسيقي كودكان فعاليت كرده
Premiere به مدت 8هفته صدرنشين مطلق جدول فروش موسيقي كلاسيك در انگليس بود
اين آْلبوم تونست به ركورد سريع ترين فروش براي يك خواننده Mezzo-soprano يا Soprano در تمام تاريخ موسيقي كلاسيك دست پيدا كنه.
در همين سال ، كاترين گران ترين قرارداد يك خواننده كلاسيك رو در تاريخ موسيقي بريتانيا به ارزش 1 ميليون پوند امضا كرد
با صدرنشيني آْلبوم دومش به نام Second Nature در جدول موسيقي كلاسيك در همون سال
كاترين نخستين خواننده كلاسيك بريتانيا شد كه در يك سال دو آلبوم در صدر جدول موسيقي كلاسيك داشته ،با ارائه آلبوم سومش به نام Living A Dream در سال 2005 ، يك ركورد جالب ديگه هم از خودش در جدول فروش موسيقي كلاسيك به جا گذاشت:
داشتن سه آْلبوم ، در سه مكان نخست جدول در يك زمان !!و تا كنون خواننده كلاسيكي نبوده كه اين كار رو تكرار كرده باشه
آْلبوم مذكور حدود 1 سال تمام صدر جدول فروش موسيقي كلاسيك رو قبضه كرد.
Living A Dream ، بعد از Second Nature دومين آْلبوم كاترين بود كه classical BRIT award رو براي آلبوم سال برنده شد.
اما موفقيت هاي كاترين گويا پاياني نداشت...
با ارائه آلبوم چهارمش به نام Serenade در سال 2006 تونست در يك زمان چهار مكان نخست جدول آلبوم هاي كلاسيك
HMV رو با چهار آلبومش در اختيار بگيره !
او اكنون با ثروتي 6 ميليون پوندي 83 امين ثروتمند جوان بريتانيا است!
Rejoice آلبوم پنجم كاترين ، نوامبر سال گذشته به بازار عرضه شد.
حضور كاترين در جدول آلبوم هاي پاپ با اين آلبوم، با رسيدن به رتبه سوم ، موفقيت بزرگي حساب ميشد .
و تونست در رقابت فروش ، آلبوم هاي وقت Spice Girls و Celine Dion رو شكست بده.
در مورد زندگي خصوصي كاترين هم به اين نكته بسنده مي كنم كه در حال حاضر با Gethin Jones
مجري تلويزيوني هم وطنش دوست هست.
ضمنا جهت يادآوري عرض ميكنم كه رده ي صدايي كاترين ، Mezzo-Soprano هست.
در مورد گونه موسيقيايي آثار كاترين:
Classical crossover
البته شايد گونه مناسب نباشه براي Classical crossover
اولا كه كلا crossover (موسيقي هايي كه پسوند يا پيشوند Crossover دارن)
اونايي هستن كه ميتونن در دو گونه موسيقيايي قرار بگيرن (يا قرار داده ميشن!!!)
براي همين اين آثار معمولا آمار فروششون رو در و چارت مختلف به جا ميذارن
گاهي هم اثري كه نسخه اصلي اش در يك سبك هست و بازخوني اش در سبك ديگه ، برچسب Crossover ميخوره.
و نهايتا در برخي موارد هم سبكهايي رو كه تلفيق دو سبك مختلف ان Crossover ميگن
(كه براي اين مورد آخر Fusion واژه مناسبتر و پركاربردتريه)
اما Classical crossover معمولا به آثاري اطلاق ميشه كه بالفطره كلاسيك هستن ، ولي
نزد عوام (طرفداران موسيقي پاپ!) هم محبوبيت پيدا ميكن
گاهي براي دستيابي به اين محبوبيت ، دستكاري هايي هم در اثر ميشه
در مورد آلبوم:
Rejoice
آلبوم اخير كاترين ، علي رغم اين كه مثل آثار قبلي اش شامل كارهايي قوي و قابل قبول بود
از طرف برخي منتقدين به شدت كوبيده شد
نقدهايي كه چند تاش رو خوندم و به نظرم بيشتر با اين هدف نوشته شده كه به شنونده ها القا كنن
كه كاترين هم يكي از دختران خوش قيافه اي هست كه وارد موسيقي پاپ شده .
و اگر هم طرفداري داره ، به خاطر قيافه اش يا به قول فرنگي ها نشون دادن skin بيشتره
در واقع مطلب اصلي تمام موافقان اين بود كه كاترين داره تبديل به يه خواننده پاپ ميشه
از همه اينها مسخره تر ، منتقدي بود كه به كاربردن الغت Baby رو در آهنگ Kiss From a Rose
اين آلبوم ، مايه ننگ خوانندگان كلاسيك خونده بود
اما اون چه كه به نظر من ميرسه ، اينه كه هرچند رنگ پاپ در آلبوم اخير ، نسبت به قبلي ها پررنگ شده
ولي ، كاترين مسلما با اين صداي Mezzo ي بي نظير ، نميتونه از اپرا و از موسيقي كلاسيك جدا بشه!
در واقع نهايت مطلب ميتونه اين باشه كه كاترين هم ميخواد مسير سارا برايتمن رو دنبال كنه
و خب بعيده كه كسي بتونه سارا رو يه خواننده پاپ معمولي بدونه (مگر اين كه خيلي بي انصاف باشه.
در مورد اثر :
Le Cose Che Sei Per Me
Le Cose Che Sei Per Me يا The Things You Are To Me از جمله آثار بسيار زيباي كاترين
موسيقي فوق العاده زيباي اين اثر همون Song From A Secret Garden از گروه دونفره مشهور Secret Gardenئه
مطمئنا حتي اگه شما Secret Garden رو هم نشناسين ، بي كلام اين اثر رو شنيدين
چون فقط همين تلويزيون وطني ، اقلا روزي يه بار اين رو از يكي از كانال هاش پخش ميكنه
صداي كاترين به خوبي روي موسيقي سوار شده.
و كاربرد پيانو در كنار سازهاي زهي ، لذتي فوق العاده رو در اين موسيقي قرار ميده.
متولد 1357 درشمیران. دیپلم علوم انسانی. یك دوره كلاس بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان گذراند.
پس از بازی در فیلم ها و مجموعه های نچندان موفق، شانس حضور در دو فیلم از داریوش مهرجویی را پیدا كرد. اما پس از آن همچنان در انتخاب نقشها چندان دقت به خرج نمی دهد.
او بهترین نقش آفرینی اش را در فیلم « كافه ستاره » ثبت كرد.
ادامه مطلب
مکمل ها در یک تعریف ساده ابزارهایی برای افزایش توانایی ساختن ماهیچه در بدن ورزشکار هستند. در غالب موارد، افراد با مولتی ویتامین ها، پروتئین و کراتین مصرف آنها را شروع می کنند. (کراتین نوعی از اسیدهای آمینه است که منبع انرژی برای بدن محسوب می شود که راجع به آن توضیح خواهیم داد.)
چندین نوع مکمل غذایی وجود دارد که می تواند به رشد، ترمیم و بازسازی ماهیچه ها کمک کند، که در اینجا فهرستی از بهترین انواع این مکمل های غذایی ارائه می شود :
Creatine
Glutamine
Multi-Vitamin
HMB
Prohormones
Flavones (Methoxy, Ecdysterone)
ZMA
حال اجازه دهید توضیح مختصری راجع به هر کدام از این مکمل ها ارائه کنیم. 
پروتئین :
منشاء پروتئین آمینو اسیدها هستند و آمینو اسید اساسی ترین رکن ساختمانی ماهیچه است، بنابراین پروتئین ضروری ترین عنصر در ساختمان ماهیچه محسوب می شود و بدون آن بدن نمی تواند ماهیچه سازی کند.
یک فرد معمولی روزانه حدود 2-1 گرم پروتئین برای هر یک پوند (حدود 450 گرم) از وزن بدنش نیاز دارد؛ بنابراین یک فرد متوسط با وزن تقریبی 70 کیلوگرم، باید روزانه بین 150 تا 300 گرم پروتئین مصرف کند.
پودرهای پروتئینی که با آب یا شیر مخلوط می شوند معمولآ از انواع مناسبی هستند که کیفیت بالایی داراند و شما می توانید از آنها استفاده کنید. اما نکته مهم آن است که چندین نوع پروتئین وجود دارد و باید دید که هریک به چه کاری می آیند، Whey (مثل پروتئینی که در کشک وجود دارد)، Soy (پروتئین سویا)، Egg (پروتئین تخم مرغ) و Casein (ماده پروتئین شیر) و ... سئوال اینجاست کدام یک از آنها بهتر است؟
Casein یا همان ماده پروتئین شیر بسیار دیر هضم می شود (بالای 2.5 تا 5 ساعت) به این معنی که استفاده این پروتئین به عنوان یک مکمل غذایی قبل از خواب بسیار خوب است چون در هنگام خواب بدن شما یک مدت طولانی را بدون پروتئین در طول شب سپری می کند.
پروتئین تخم مرغ (سفیده آن) به شیوه متوسطی هضم می شود (بین 1.5 تا 3 ساعت) و برای همه زمانها پروتئینی بسیار مفید است و می تواند برای ترشح مداوم آمینو اسیدها در بدن کمک کند.
پروتئین Soy یا همان سویا دوست خوبی برای گیاه خواران است چون این پروتئین تنها پروتئینی است که منبع آن از گیاهان است. سویا یک پروتئین خوب و کامل است، اگر چه به تاثیر گذاری پروتئین های دیگر مثل شیر و سفیده تخم مرغ نیست. علاوه بر این سویا یک ماده بسیار مفید برای سلامت خانم ها شناخته شده است.
مکملهای پروتئینی یا بطور مستقیم همین پروتئین هایی که ذکر کردیم هستند و یا بصورت ترکیبی از این پروتئین ها ساخته می شوند.
اما آن چه چیزی است که یک پروتئین ترکیبی می تواند ارائه دهد ولی پروتئین هایی که از آنها نام بردیم به تنهایی نمی توانند؟
پاسخ، تفاوت در سرعت هضم پروتئین است. در واقع پروتئن های ترکیبی در هر زمانی می توانند مصرف شوند، برای هضم های سریع، متوسط و یا جذب طولانی مدت در بدن. 
کراتین :آمینو اسید کراتین برای حجم دادن به ماهیچه ها بسیار خوب عمل میکند. این واقعه بطور طبیعی در بدن اتفاق می افتد و بسیار بی خطر و موثر برای همگان است مخصوصا اگر شما تا به حال از آن استفاده نکرده باشد.
نکته اساسی که در کراتین وجود دارد این است که کراتین قابلیت افزایش ATP (منبع اصلی انرژی ماهیچه ها) را دارد، بنابراین شما با مصرف صحیح آن می توانید تعداد حرکات، ست ها و وزنه های ورزشی خود را افزایش دهید و به تبع آن بافت های ماهیچه خود را بیشتر رشد دهید.
کراتین باید در یک چرخه زمانی مشخص و درست مصرف شود، بسیاری از افراد نتایج خوب را از مصرف این مکمل برای حدود 4 هفته گرفته اند.
کراتین انواع مختلف دارد، کراتین خالص مونوهیدرات، پودر کراتین مثل پودر کراتین HDT، ... و فرمولهای خاص کراتین برای مصرف در مواردی ورزشکار انسولین مصرف می کند و ... خب اما کدام یک برای مصرف مناسب تر هستند؟
مکمل های غذایی کراتین که داخل آن دکستروز، آمینوها و دیگر مواد مناسب وجود دارد معمولآ در حالت کلی نتیجه بهتری حاصل می کنند. فراموش نکنیم که ارزش تاثیر گذاری یک پودر کراتین خوب همراه با آب انگور می تواند بهتر باشد. نکته دیگر اینکه کراتین را بهتر است بعد از ورزش مصرف کنید.
گلوتامین را نباید همزمان با کراتین استفاده کرد، چون در این حالت آنها با هم در جذب شدن رقابت می کنند. گلوتامین را قبل از ورزش و کراتین را پس از ورزش مصرف کنید.
مولتی ویتامین ها :هرگزنباید مولتی ویتامین را فراموش کرد. با وجود آنکه معمولآ آنها را خیلی ساده بحساب می آورند، ولی بسیار بسیار مهم هستند. اگر شما کمبود یک ویتامین یا مینرال (ماده معدنی) داشته باشید این موضوع حتما مانع پیشرفت شما در ورزش خواهد شد.
مولتی ویتامین های خوب برای پیشرفت در حجم دادن به ماهیچه هایتان بسیار ضروری است علاوه بر اینکه برای سلامتی شما نیز می توانند مفید باشند. یکی از انواع ضعیف و مورد علاقه عموم، مولتی ویتامین Eclipse's Complex 24 است و یک نوع قوی تر آن Multi-Pro 32X است.
شما باید پس از مشورت با متخصص و پزشک، نوع مناسب بدنتان را حتما در رژیم غذایی خود قرار دهید. اگر روزانه مقدار زیادی میوه و سبزیجات استفاده می کنید نوع ضعیف آن برای شما مناسب خواهد بود. هر چند نوع قوی تر آن برای آنکه دیگر مطمئن شوید که هرآنچه نیاز دارید به بدنتان میرسد، می توانید استفاده کنید. به علاوه ورزشکاران و کسانی که تمرینات سخت بدنسازی انجام می دهند به ویتامین ها و مواد معدنی بیشتری نیاز دارند.
HMB :
HMB یک مکمل غذایی بسیار خوب است. HMB ماده ای است که بر اثر سوخت و ساز اسیدهای آمینه در بدن بوجود می آید و تاثیر عمیقی بر افزایش ماهیچه ها و محافظت از آنها دارد و حتی می تواند در از بین بردن چربی ها نیز به بدن کمک کند.
پروهورمونها :تکنولوژی تهیه هورمون های مختلف سالهاست که در حال پیشرفت است. پروهورمون ها اساسا برای افزایش هورمونهای آنابولیک (فرآیند متابولیکی که به سنتز مواد منتهی می شود) در بدن بکار می روند. پروهورمونها برای خانم ها و نوجوانهای زیر 18 سال توصیه نمی شود و بهترین انواع رایج آنها عبارتند از :
Higher Power Megabol-X
Higher Power Anabol-X
Higher Power 4-Diol 300
Ergopharm Nor-Andro Spray
Syntrax FUZU
آنابولیک فلاون (متوکسی ، اکدیسترون و غیره ... ) :
فلاون ها به دسته ای از مواد تعلق دارند که منشا گیاهی داشته و جزو مواد غذایی نیستند اما در سلامت انسان تاثیر بسزایی دارند. در این میان متوکسی فلاون و اکدیسترون آخرین و پیشرفته ترین مکمل های غذایی برای بهبود آنابولیک هستند.
آنها فلاون های غیر هورمونی هستند که بطور طبیعی ترکیب پروتئین ها، نگهداری نیتروژن و رشد ماهیچه ها را افزایش می دهند. ترکیب آنها با پروتئین بسیار خوب عمل می کند چون جذب پروتئین را افزایش می دهند. برای استفاده از اکدیسترون ضعیف Syntrax Syntrabol انتخاب خوبی است. بعضی از کمپانی ها پروتئین را با متوکسی ترکیب می کنند. 
ZMA :
آخرین و مطمئنا کوچکترین مکمل غذایی در این لیست ZMA است. ZMA مخفف Zinc Magnesium Aspartate به معنی روی منیزیم و اسپارتیت (نوعی اسید آمینه) است، در واقع ZMA ترکیب روی، منیزیم، اسپارتیت و ویتامین B6 است. این مکمل غذایی شامل ویتامین و مینرال ها، برای افزایش نیرو، تستوسترون و پیشرفت ترمیم و خواب بسیار سودمند است
محل تولد: كاليفرنيا امريكا.
شغل: بازيگر، تهيه كننده.
قد: 163 سانتي متر.
تحصيلات: ترك تحصيل كرده دوره متوسطه.
پدر:JOHN DREW BARRYMORE---بازيگر.
مادر:JAID BARRYMORE.
برادر:JOHN BLYTHE BARRYMORE
شوهرها:
1-JEREMY THOMAS----ازدواج: 1994---طلاق: يك ماه بعد.
2-TOM GREEN--كمدين----ازدواج: 2001----طلاق: 2002.
روابط ديگر:
1-COREY FELDMAN---1989.
2-JAMIE WALTERS----در سال 1992 نامزد كردند اما منتفي گشت.
3-ERIC ERLANDSON---1995.
4-FABRIZIO MORETTI--شغل: نوازنده گروه
THE STROKE-- از سال 2003 تاكنون نامزد هستند.
فيلمهاي وي:
Altered States (1980)
E.T. the Extra-Terrestrial (1982)
Firestarter (1984)
Irreconcilable Differences (1984)
Cat's Eye (1985)
See You in the Morning (1989)
Far from Home (1989)
Motorama (1991)
Poison Ivy (1992)
Waxwork II: Lost in Time (1992)
Guncrazy (1992
No Place to Hide (1993)
Doppelganger (1993)
Wayne's World 2 (1993)
In50247e the Goldmine (1994)
Bad Girls (1994)
Boys on the 50247e (1995)
Mad Love (1995)
Batman Forever (1995)
Like a Lady (1996)
Everyone Says I Love You (1996)
Scream (1996)
Wishful Thinking (1997)
Best Men (1997)
The Wedding Singer (1998)
Ever After (1998)
Home Fries (1998)
Never Been Kissed (1999)
Skipped Parts (2000)
Titan A.E. (2000) (voice)
Charlie's Angels (2000) (also producer)
Donnie Darko (2001)
Freddy Got Fingered (2001)
Riding in Cars with Boys (2001)
Confessions of a Dangerous Mind (2002)
Charlie's Angels: Full Throttle (2003) (also producer)
Duplex (2003) (also producer)
( First Dates (2004
Ramones Raw (2004) (documentary)
Fever Pitch (2005) (also producer)
Lucky You (2005) (currently filming)
Curious George (2006)
بيوگرافي:
وي از سن 7 سالگي فعاليت خود را در ايفاي نقش در فيلم E.T آغاز كرد. درو حتي از 11 ماهگي در تبليغات غذاي سگ حضور مي يافت. وي با ايفاي نقش در فيلم CHARLIES`ANGELS به شهرت دست يافت.
* استيون اسپيلبرگ پدر خوانده وي ميباشد.
*درو به سير، عطر و آلرژي آلرژي دارد.
*در آمد سال گذشته وي: 22 ميليون دلار.
* درو در سن 10 سالگي به ماريجوآنا و الكل اعتياد پيدا كرد كه پس از چند سال موفق به ترك آن دو گشت
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


