لحظه های ناب
سلام دوستان امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه و با روحیه و نیروی مضاعف سال ۸۷ را ادامه دهید ان شا ا... اما در مورد شعر امشب را بیدار می مانم به یکی از دوستان عزیز باید عرض کنم که دوست عزیز اتفاقا این شعر پراکندگی موضوعی نداشت و محوریت موضوعی این شعر عشق و اجتماع بود که با اندکی تامل در شعر به خوبی مشخص و نهفته بود این موضوع. اما می رسیم به شعر این آپ (به روز شدن)که اولین آپ (به روز شدن)من در سال ۸۷ است با نام: به تو فکر میکنم...
خدمت شما خوانندگان محترم باید عرض کنم غزل در این و هر شعر دیگر از من ،نماد است . وقتی شب به سکوت جان می دهد وآسمان در لحظه ای متولد می شود غزل من به تو فکر می کنم وقتی رهگذران در نیمه شب ها آوای دلتنگ بی کسی را زمزمه می کنند و از جویبار عشق شان شبنمی فرو می چکد غزل من به تو فکر می کنم وقتی صدای تنگنای وجود ریزش بارانی تازه را نوید می دهد و عشق در کالبد زمان می پژمرد و بغض در سینه فریاد می شود غزل من به تو فکر می کنم آنگاه که مهتاب روشنایی را به آسمان هدیه می کند و این گهواره ی سرد به برکت این گرما به جوشش در می آید و رد پای زمان در صحنه ی زندگی می افتد و سایه ها دور می شوند وجدایی را هجا می کنند غزل من به تو فکر می کنم وقتی شب تب کرده در بستر عشق هذیان می گوید و شهر در دریای شب غرق می شود وستارگان نای سو سو کردن ندارند من در اوج فرو می روم و به تو فکر می کنم ای چشمه ی عشق چه بی تو بی فروغم بی نگاهت چه غبار آلود است دیوار زمان
ای آبی ترین نیلوفر گیتی ای به روحم دلنشین تا حضور نیلوفری ات به تو فکر می کنم شعر از علی رضا
با عرض پوزش خدمت شما خوانندگان عزیز به دلیل بعضی مسائل مجبورم که باز نظرات را تاییدی کنم



| Design By : Night Skin |

