لحظه های ناب
سپیده ی صبح دم زد ما نای دم زدن نداریم ای خوب مست رویان ما طاقت هجر نداریم ایام گشت ما نیز با او همره گشتیم آخر کی از این خواب باطل به بیدار گه رهسپاریم؟ ما عاشقان اوییم از او ما وجودیم گر او روی گرداند ما از پی ، بی وجودیم یارب تنگ است این دل در فراقت امشب گر به ما نظر نگردد بی دل هستیم هر شب علی رضا تقدیم به محبوب آسمانی وتقدیم به پیامبر بزرگوارش حضرت محمد (ص) به بهانه ی توهین های مشتی از خدا بی خبر به پیامبر بزرگ اسلام از کوچه ی این دل تا کوچه ی تو آهسته می نشینم تا تو آیی بال می زند این دل ،کوچه ها رنگ شب دارد آسمان دل ابری است تا تو آیی یک گاز به میوه ی معرفت می زنم یک نظر به تلا طم روزگار می کنم نگاه به دفتر خاطراتمان تا تو آیی ای گم گشته در گفتار نا اهلان آهسته می گذرم از هر چه هست تا تو آیی یارب امشب دلم تنگ است در حصار دوست رفته رفته می نشینم تا ابد تا تو آیی علی رضا
دوستت دارمهای من شده بازیچه ی دستان تو دور خواهم شد از شهر تو چشمان تو آشنایی کو که دادی روز نخست ؟ گشته ای دل سنگ دل پریشانم ز تو گفته ها می گویی در پشت سرم ای یار نجیب آخر من چه کردم در حق تو زلف پریشان تو عیب جویی می کنی ز من دوری می گزینی ز من وای که گشته ام بیچاره از دست دل پریشانی های تو یارب این دل که افتاد در گرو این عشق نفرین باد که گشته ام بی دل ز دست این بد مخلوقان تو علی رضا با تصحیح مجدد شعر خدایا وقتی به خود می نگرم لیاقتی از بندگی تو نمی بینم به هر جا که می نگرم همواره تو را می بینم وقتی به دل ذرات می نگرم تو را میبینم از پست ترین نقطه ی وجودم تا بلند ترین آن به این اعراضند که درمان بسی غم ها با دید شما سهل است آسان بده رخصت تا شوم آن که تو می خواهی رو گردان مشو از من تا نروم به بیراهی اما چه بگویم من زدرمان این پریشانی علی رضا ۰۰۰۰۰۰۰ الهی به امید تو 


| Design By : Night Skin |

