تبليغاتX
نوشته های من و تو علی رضا

نوشته های من و تو علی رضا

باغ خیال

سلام به همه ی دوستان:

من برگشتم(البته یه کم دیر شد) و خوشحالم که باز در این محیط مجازی با شما دوستان در ارتباط هستم .

این شعر هم یکی دیگه از شعر های من هست تازه هم گفتمش . شاید دیدش و فضا ش با

باقی شعرهایم فرق کنه

بخونیدش و نظر تون رو بدین.

 

 

 قلم و واژه...

آهسته می نویسم

بر تن پوش برگ

بر همین زمین خاکی

قلم می لرزد در دستم

خدایا مگر گفتن این واژه چقدر سخت است؟

مگر چقدر سخت است بگویم جای تو خالی؟

دوباره می نویسم

واژه معنا می یابد در زیر قلم

شاید در خلوت روح شاید در قلبم

واژه خود من خود تو

خود روزهای بارانی من وتو

روزهای تنهایی من وتو

دوباره سعی می کنم سایه ی سکوت کنار دیوار را می بینم

کسی را نمی بینم از پس دیوار

تا قلم را گیرد و نقش سفیدی اندازد در این شب تار

دستم می لرزد و از حمایت روح خالی

خسته ام از این همه کلمه ی پوچ و تو خالی

دقیق می شوم واژه اکنون خود باد

خود من ، خود تو

خود روزهای تنهایی من وتو

من در اینجا تنهام

شب استوار است

گیسوانش ظلمانی است 

نگاهش آزار می دهد این دل تنهای نا بسامان را

مرد شب صبور است

 غم با او می گرید

قلم هنوز در دستم

دستم می لرزد و پشتم خالی

خسته ام از این همه کلمات پوچ تو خالی

اکنون واژه خود تو

خود روزهای آزادی من و تو                       

                          

                                                     علی رضا


                                                  

 

+نوشته شده در ساعت20:30توسط علی رضا | |

مکانیک کوانتومی شاخه‌ای بنیادی از فیزیک نظری است که در مقیاس اتمی و زیراتمی به جای مکانیک کلاسیک و الکترومغناطیس کلاسیک به کار می‌رود. مکانیک کوانتومی بنیادی‌تر از مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس کلاسیک است، زیرا در مقیاس‌های اتمی و زیراتمی که این نظریه‌ها با شکست مواجه می‌شوند، می‌تواند با دقت زیادی بسیاری از پدیده‌ها را توصیف کند. مکانیک کوانتومی به همراه نسبیت عام پایه‌های فیزیک جدید را تشکیل می‌دهند.

فهرست مندرجات

 آشنایی

واژهٔ کوانتوم (به معنی «بسته» یا «دانه») در مکانیک کوانتومی از اینجا می‌آید که این نظریه به بعضی از کمیت‌های فیزیکی (مانند انرژی یک اتم در حال سکون) مقدارهای گسسته‌ای نسبت می‌دهد. بسیاری از شاخه‌های دیگر فیزیک و شیمی از مکانیک کوانتومی به عنوان چهارچوب خود استفاده می‌کنند؛ مانند فیزیک ماده چگال، فیزیک حالت جامد، فیزیک اتمی، فیزیک مولکولی، شیمی محاسباتی، شیمی کوانتومی، فیزیک ذرات بنیادی، و فیزیک هسته‌ای. پایه‌های مکانیک کوانتومی در نیمهٔ اول قرن بیستم به وسیلهٔ ورنر هایزنبرگ، ماکس پلانک، لویی دوبروی، نیلس بور، اروین شرودینگر، ماکس بورن، جان فون نویمان، پاول دیراک، ولفگانگ پاولی و دیگران ساخته شد. بعضی از جنبه‌های بنیادی این نظریه هنوز هم در حال پیشرفت است.

توصیف مکانیک کوانتومی از رفتار سامانه‌های فیزیکی اهمیت زیادی دارد، زیرا در مقیاس اتمی نظریه‌های کلاسیک نمی‌توانند توصیف درستی ارائه دهند. مثلاً، اگر قرار بود مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس کلاسیک بر رفتار یک اتم حاکم باشند، الکترون‌ها به سرعت به سمت هسته اتم حرکت می‌کردند و به آن برمی‌خوردند. ولی در دنیای واقعی الکترون‌ها در نواحی خاصی دور اتم‌ها باقی می‌مانند.

آزمایش مشهور دوشکاف یانگ
آزمایش مشهور دوشکاف یانگ

در ساختار مکانیک کوانتومی، حالت هر سیستم در هر لحظه به وسیلهٔ یک تابع موج مختلط توصیف می‌شود (که در مورد الکترون‌های یک اتم گاهی به آن اُربیتال می‌گویند). با این ابزار ریاضی می‌توان احتمال نتایج مختلف در آزمایش‌ها را پیش‌بینی کرد. مثلاً با آن می‌توان احتمال یافتن الکترون را در ناحیهٔ خاصی در اطراف هسته در یک زمان مشخص محاسبه کرد. بر خلاف مکانیک کلاسیک، نمی‌توان هم‌زمان کمیت‌های مزدوج را، مانند مکان و تکانه، با هر دقتی پیش‌بینی کرد. مثلاً می‌توان گفت که الکترون در ناحیهٔ مشخصی از فضا است، ولی مکان دقیق آن را نمی‌توان معلوم کرد. البته معنی این حرف این نیست که الکترون در تمام این ناحیه پخش شده‌است. الکترون در یک ناحیه از فضا یا هست و یا نیست. این ناتوانی در تعیین مکان الکترون را اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به طور ریاضی بیان می‌کند.

پدیدهٔ دیگری که منجر به پیدایش مکانیک کوانتومی شد، امواج الکترومغناطیسی مانند نور بودند. ماکس پلانک در سال ۱۹۰۰ هنگام مطالعه بر روی تابش جسم سیاه کشف کرد که انرژی این امواج را می‌توان به شکل بسته‌های کوچکی در نظر گرفت. آلبرت اینشتین از این فکر بهره برد و نشان داد که امواجی مثل نور را می‌توان با ذره‌ای به نام فوتون که انرژی‌اش به بسامدش بستگی دارد توصیف کرد. این نظریه‌ها به دیدگاهی به نام دوگانگی موج-ذره بین ذرات زیراتمی و امواج الکترومغناطیسی منجر شد که در آن ذرات نه موج و نه ذره بودند، بلکه ویژگی‌های هر دو را از خود بروز می‌دادند. مکانیک کوانتومی علاوه بر این که دنیای ذرات بسیار ریز را توصیف می‌کند، برای توضیح برخی از پدیده‌های بزرگ‌مقیاس (ماکروسکوپیک) هم کاربرد دارد، مانند ابررسانایی و ابرشارگی.

 مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک

نمایش دوگانگی موج-ذره با یک بسته موج فوتونی
نمایش دوگانگی موج-ذره با یک بسته موج فوتونی

اثرات و پدیده‌هایی که در مکانیک کوانتومی و نسبیت پیش‌بینی می‌شوند، فقط برای اجسام بسیار ریز یا در سرعت‌های بسیار بالا آشکار می‌شوند. تقربیاً همهٔ پدیده‌هایی که انسان در زندگی روزمره با آن‌ها سروکار دارد به طور کاملاً دقیقی توسط فیزیک نیونتی قابل پیش‌بینی است.

در مقادیر بسیار کم ماده، یا در انرژی‌های بسیار پایین، مکانیک کوانتومی اثرهایی را پیش‌بینی می‌کند که فیزیک کلاسیک از پیش‌بینی آن ناتوان است. ولی اگر مقدار ماده یا سطح انرژی را افزایش دهیم، به حدی می‌رسیم که می‌توانیم قوانین فیزیک کلاسیک را بدون این که خطای قابل ملاحظه‌ای مرتکب شده باشیم، برای توصیف پدیده‌ها به کار ببریم. به این «حد» که در آن قوانین فیزیک کلاسیک (که معمولاً ساده‌تر هستند) می‌توانند به جای مکانیک کوانتومی پدیده‌ها را به درستی توصیف کنند، حد کلاسیک گفته می‌شود.

 کوشش برای نظریهٔ وحدت‌یافته

وقتی می‌خواهیم مکانیک کوانتومی را با نظریهٔ نسبیت عام (که توصیف‌گر فضا-زمان در حضور گرانش است) ترکیب کنیم، به ناسازگاری‌هایی برمی‌خوریم که این کار را ناممکن می‌کند. حل این ناسازگاری‌ها هدف بزرگ فیزیکدانان قرن بیستم و بیست‌ویکم است. فیزیکدانان بزرگی همچون استیون هاوکینگ در راه رسیدن به نظریهٔ وحدت‌یافتهٔ نهایی تلاش می‌کنند؛ نظریه‌ای که نه تنها مدل‌های مختلف فیزیک زیراتمی را یکی کند، بلکه چهار نیروی بنیادی طبیعت -نیروی قوی، نیروی ضعیف، الکترومغناطیس و گرانش- را نیز به شکل جلوه‌های مختلفی از یک نیرو یا پدیده نشان دهد.

 جستارهای وابسته

 منابع

  • David J. Griffiths, Introduction to Quantum Mechanics, Prentice Hall, 1995. ISBN 0-13-124405-1
  • Shankar, R., Principles of Quantum Mechanics, 2nd edition (Plenum, 1994)
  • Sakurai, J. J. (1967). Advanced Quantum Mechanics. Addison Wesley. ISBN 0-201-06710-2.


+نوشته شده در ساعت16:20توسط علی رضا |

سلام:

واقعا کی میگه گلزار از رادان بهتره هان؟

گلزار تا وقتی که من یاد دارم در فیلم های عشقی و مسخره بازی کرده ،از میان فیلم های گلزار  فقط عده ای معدود( آتش بس/ کما) هست که  حرفی برای گفتن داره

اما رادان با بازی های بر جسته و زیبا در فیلم هایی مثل  آواز قو  / گاو خونی / ننه گیلانه/ سنتوری هنر بازیگری خودش را نشان داد و به دیگرا ن گفت که فیزیک زیباش با عث معروفیتش در سینمای ایران نشده این پسر چشم آبی زیبای سینمای ایران با دقت و وسواس در انتخاب فیلمهاش خودش رو در این سینما ماندگار می کنه.

به نظر من در حقیقت این گلزار هست که با بازی در فیلم های بی سروته و مسخره نون فیزیک ظاهرش رو می خوره باور کنید آدم از دیدن فیلم هایی مثل  کلاغ پر/توفیق اجباری و... پشیمان می شه که چرا وقتش رو پای این فیلم های بی سرو ته هدر داده .

 

 با بازی که در فیلم سنتوری از بهرام رادان دیدیم او نشان داد که در آینده خیلی نزدیک از این جایگاهی که هست بالاتر هم خواهد رفت و به یک ستاره ی همیشه ماندگار  مثل بهروز وثو ق (گوزن ها)  در سینمای ایران تبدیل خواهد شد.

 

جالب بود فیلم سنتوری با این که مجوز نمایش نگرفت و از طریق شبکه قا چاق  از دید تماشا گران  گذشت ولی دارای محبوبیتی خاص شد وحتی آهنگهای زیبای چاوشی هم در این فیلم بسیار معروف شد اگرچه آلبوم او هم مجوز نگرفت.

اگر روند فیلم های او مثل آواز قو را نگاه کنیم می بینیم که  فیلم آواز قو که او در اون ایفای نقش کرد اعتراضی تر از سنتوری بود فقط تفاوت اینها در صدور مجوز نمایش در این بود ،که  فیلم آواز قو متعلق به دوره ی ریاست جمهوری آقای خاتمی بود(که آزادی بیشتری بود و سخت گیری کمتری اعمال می شد) ولی فیلم سنتوری که او در اون ایفای نقش کرده متعلق به دوره ی احمدی نژاد .

در هر صورت همه به این اعراضند که اگر سنتوری نمایش داده می شد پر فروش ترین فیلم تا ریخ سینمای غیر             حر فه ای ایران می شد

بخشی از کارنامه ی بازیگری او را در زیر ،با هم از نظر می گذرانیم:

 
شور عشق (نادر مقدس، ۱۳۷۸)
آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۹)
ساقی (محمدرضا اعلامی، ۱۳۷۹)
آواز قو (سعید اسدی، ۸۰-۱۳۷۹)
طلوع تاریک (فیلم کوتاه، ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۰)
رز زرد (داریوش فرهنگ، ۱۳۸۱)
عطش (محمدحسین فرح بخش، ۱۳۸۱)
گاوخونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۱)
شمعی در باد (پوران درخشنده، ۱۳۸۲)
ننه گیلانه (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۲)
سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، ۱۳۸۳)
ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، ۱۳۸۳)
گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳)
حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳)
تقاطع (ابوالحسن داودی، ۱۳۸۴)
خون بازی (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، ۱۳۸۳)
سنتوری (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۳)
چهار انگشتی (سعید سهیلی، ۱۳۸۵) 

عکس های این ستاره ی زیبا را در ادامه ی مطلب ببینید.


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت10:50توسط علی رضا |

اینم یک گروه عکس های دیگه از کاریبا هین(در ادامه ی مطلب):

 

Another photos group cariba heine:

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت20:20توسط علی رضا | |

Rose McGowan:

یکی از سریالهایی که او در اون ایفای نقش کرده charmed هست که هم اکنون از شبکه یmbc4 پخش می شود.

لیست فیلم هایی که او در آنها ایفای نقش کرده بدین شرح است:

:Films

Title Year Role Notes
Encino Man 1992 Nora
The Doom Generation 1995 Amy Blue Award nominated performance
Bio Dome 1996 Denise
Kiss & Tell 1996 Jasmine Hoyle
Scream 1996 Tatum Riley
Going All the Way 1997 Gale Ann Thayer
Seed 1997 Miriam
Nowhere 1997 Valley Chick #3
Lewis & Clark & George 1997 George
Southie 1998 Kathy Quinn
Phantoms 1998 Lisa Pailey
Devil In The Flesh 1998 Debbie Strand
Jawbreaker 1999 Courtney Alice Shayne Award nominated performance
Sleeping Beauties 1999 Sno Blo
Ready to Rumble 2000 Sasha
The Last Stop 2000 Nancy
Strange Hearts/Roads To Riches 2001 Moira Kennedy Released as Roads to Riches in the U.S.
Monkeybone 2001 Miss Kitty
Stealing Bess/Vacuums 2002 Debbie Dinsdale Released as Vacuums in the UK
The Black Dahlia 2006 Sheryl Saddon
Grindhouse - Planet Terror 2007 Cherry Darling Won "Femme Fatal" award for her role
Grindhouse - Death Proof 2007 Pam
Fifty Dead Men Walking 2008 Grace McGartland Finished Filming
Black Oasis 2008 Susan Cabot On Hold
Barbarella[24] 2009 Barbarella Pre-production
Red Sonja 2010 Red Sonja Filming in October

TV

Title Year Role Notes
True Colours 1990 Suzanne Appeared in Season One Epsiode Six
What About Joan? 2001 Maeve Appeared in Season One Epsiode Seven
The Killing Yard 2001 Linda Borus Based on the 1971 Attica Prison Riots. Made for TV.
Elvis 2005 Ann-Margret Mini-series. Made for TV.
Charmed 2001-2006 Paige Matthews Longest running TV show with all female leads.
The Essentials 2008 Co Host Rose co-hosts the show with Robert Osborne
Women in Chains! 2008 An imprisoned women drama series, directed by Robert Rodriguez

 

ادامه ی عکس های او را در ادامه ی مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت18:32توسط علی رضا |

  

 کاریبا هین، متولد ۱و۱۹۸۸در آفریقای جنوبی!(واقعا عجیبه)

یکی از بازیگران استرالیایی هستش که برجسته ترین بازی او در فیلم

H2O just add water

هست که این فیلم در شبکه ۱۰(تلوزیون انگلستان) تهیه شده است.  این فیلم هم اکنون در شبکه جی تی یکس(هات برد) نمایش داده میشه.

فیلم هایی که او در اون ایفای نقش کرده عبارتند از:

 

Year Title Role
2005 Strictly Dancing Herself
2006-present H2O: Just Add Water Rikki Chadwick
2007 Stupid Stupid Man Mindy
2008 Blue Water High Bridget Sanchez

 

عکس های این بازیگر جوان رو در ادامه ی مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت17:20توسط علی رضا |

  Right click on image for save options.

برای دیدن همه ی عکس ها به ادامه ی مطلب بروید.

 

 

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت10:46توسط علی رضا |

 

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (۱۴ مارس ۱۸۷۹ - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری زادهٔ آلمان بود. او بیشتر به خاطر نظریه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند. در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است.

 

کودکی انیشتین
کودکی انیشتین

زندگی‌نامه

انیشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که کله‌اش نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده است؛ به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی انیشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود انیشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی انیشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی انیشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون می‌دید. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سوناتای ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی انیشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و انیشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد؛ او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده انیشتین می‌آمد، [۳]، انیشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به «نقد خرد ناب» از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان انیشتین در صنعت الکتروشیمی، خانواده انیشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان- مهاجرت کردند. انیشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان «بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس»، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد اما این بدان معنا بود که انیشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. [۴] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی را که به «آیینه آلبرت انیشتین» شهرت دارد انجام داد. اوپس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی موسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ-که امروزه به ETH زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند؛ پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس که بسیار کم به آن پرداخته شده، مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد. مایا، خواهر انیشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد. [۵] پس از آن انیشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

در بهار سال ۱۸۹۶، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی اغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که انیشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با انیشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر انیشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود. [۶]

کار و مدرک دکترا

پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی در رابطه با تدریس پیدا کند. پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع[1] در سوئیس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود.


 سال‌های آخر

وی در خلال جنگ ‌جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد تا در پروژه‌ای که این کشور به منظور تحقیقات برای ساخت بمب اتمی راه‌اندازی کرده بود شرکت کند. پس از پایان جنگ و تأسیس اسرائیل به آن کشور مهاجرت کرد و به عنوان عضو هیئت علمی و استاد در دانشگاه عبری اورشلیم به تدرس پرداخت. سرانجام دوباره به آمریکا بازگشت و در شهر پرینستون ساکن شد و در روز هجدهم آوریل ۱۹۵۵ در همان‌جا در گذشت.


 ویژگی‌های شخصی

 ویژگی‌های او

اینشتین در نوازندگی ویلون مهارت داشت.[۷] وی از کودکی تلاش داشت تا برای شمار بیشتری از همگونه‌های خود و به‌ویژه کسانی که در دور و بر او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وامیداشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به شیوه‌ای روشن و منطقی سازمان دهد بلکه روش سازمان‌دهی و بهینه‌سازی‌ آنها نیز به شیوه‌ای باشد که هم خود او و هم مستمعان، از دید جهان‌شناسی لذت برند. هدف اینشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت راستخط یکسان پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در گفتگوی نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست درستی نظریه نوین او را از دید تجربی تایید کرد.[نیازمند منبع]

دیدگاه‌های مذهبی

اینشتین شدیداً به خدا باور داشته‌است.[۸] اینستین دربارهٔ دیدگاهش به وجود خدا گفته‌است[۹]:

   
آلبرت اینشتین
برخی مردم مدعی می‌شوند كه خدایی وجود ندارد. اما آنچه مرا خشمگین می‌كند این است كه آنها برای توجیه دیدگاه‌شان از من نیز نام می‌برند.
   
آلبرت اینشتین


ایساكسون در کتابش می‌نویسد[۱۰]:

   
آلبرت اینشتین
بخش مهم زندگی اینشتین در ۵۰ سالگی اوست؛ زمانی‌كه به خداشناسی مبتنی بر «تجلی روح در قوانین جهان» روی می‌آورد و خدایی را می‌شناسد كه خود را در وحدت میان تمامی موجودات نشان می‌دهد. اینشتین در كشفیات خود در فیزیك و دیگر علوم به این باور رسید كه بدون شك قدرتی ماورای تمام موجودات و قوانین حاكم بر جهان وجود دارد.
   
آلبرت اینشتین


 دیدگاه‌های سیاسی

او در طول زندگی ۳ بار ملیتش را تغییر داد و به هیچ وجه فرد ناسیونالیستی نبود. اگرچه او از به وجود آمدن اسرائیل به شکل آنروزی آن، حمایت کرد ولی رهبری کشور را هرگز به دست نگرفت.[۱۱]

 کارهای ترجمه شدهٔ انیشتین به زبان فارسی

 مقالات و کتاب‌ها

 درباره ی او

منبع :ویکیپدیا

 

نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی
 
 
  •  حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...
 
 آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط  حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

                                                          E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.


3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود...

منبع:هوادار

 

چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟


هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.


«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریا